پلورال افیوژن بدخیم (Malignant Pleural Effusion, MPE) یکی از عوارض شایع و ناتوان کننده در بیماران مبتلا به بدخیمی های پیشرفته محسوب می شود و حدود 15% از بیماران سرطانی در طول سیر بیماری خود به این عارضه دچار می شوند. این وضعیت اغلب در سرطان های ریه، پستان، تخمدان و لنفوم ها مشاهده شده و معمولا نشانه ای از انتشار بیماری و پیش آگهی نامطلوب است، به طوری که میانگین بقای بیماران مبتلا به MPE در بسیاری از موارد کمتر از یک سال گزارش شده است. تجمع مایع در فضای پلور باعث کاهش ظرفیت حیاتی ریه، اختلال در مکانیک تنفسی و بروز علائمی همچون تنگی نفس پیشرونده، درد قفسه سینه، سرفه و خستگی می شود که این علائم تاثیر مستقیمی بر کاهش کیفیت زندگی بیماران دارند. از آنجا که بسیاری از این بیماران در مراحل پیشرفته بیماری قرار دارند، اهداف درمانی عمدتا تسکینی بوده و بر کنترل علائم و بهبود کیفیت زندگی تمرکز دارد.
روش های درمانی رایج برای پلورال افیوژن بدخیم شامل توراسنتز مکرر، پلورودز شیمیایی با موادی نظیر تالک، استفاده از کاتترهای دائمی داخل پلور و در موارد خاص شنت پلوروپریتونئال می باشد. اگرچه این روش ها می توانند به طور موقت منجر به کاهش علائم شوند، اما اغلب با مشکلاتی نظیر عود مکرر افیوژن، خطر عفونت، درد، تب، نارسایی تنفسی و نیاز به بستری های مکرر همراه هستند. علاوه بر این، این مداخلات عمدتا بر تخلیه مکانیکی مایع تمرکز داشته و تاثیر قابل توجهی بر مکانیسم های زیربنایی ایجاد افیوژن، از جمله فعالیت سلول های بدخیم و پاسخ های ایمنی موضعی ندارند.
در سال های اخیر، رویکردهای نوین درمانی مبتنی بر ایمونوتراپی و ویروس درمانی انکولیتیک مورد توجه گسترده قرار گرفته اند. این روش ها با هدف تحریک سیستم ایمنی میزبان و تخریب انتخابی سلول های سرطانی طراحی شده اند و نتایج امیدوارکننده ای در برخی بدخیمی ها نشان داده اند. در این میان، ویروس سرخک تضعیف شده، به ویژه در قالب واکسن، به عنوان یکی از عوامل انکولیتیک بالقوه شناخته می شود که توانایی آلوده سازی انتخابی سلول های توموری، القای آپوپتوز و فعال سازی پاسخ ایمنی ضدتوموری را دارا می باشد.
مطالعات آزمایشگاهی و کارآزمایی های بالینی اولیه نشان داده اند که ویروس سرخک می تواند از طریق اتصال به گیرنده هایی نظیر CD46 که در بسیاری از سلول های سرطانی بیش بیان می شود، به صورت ترجیحی وارد سلول های بدخیم شده و منجر به تخریب آنها گردد. علاوه بر اثرات مستقیم ضدتوموری، این ویروس قادر است با تحریک ایمنی سلولی و هومورال، محیط ایمنی ضدسرطانی پایداری ایجاد کند که می تواند در کنترل رشد تومور و عوارض وابسته به آن نقش داشته باشد.
تزریق موضعی عوامل ایمونوتراپی، به ویژه در حفرات بدن مانند فضای پلور، این مزیت را دارد که دارو یا واکسن مستقیما در محل تجمع سلول های بدخیم و مایع افیوژن اعمال می شود. این امر می تواند منجر به افزایش غلظت موضعی عامل درمانی، اثربخشی بیشتر و کاهش عوارض سیستمیک گردد. از سوی دیگر، تحریک پاسخ ایمنی موضعی در فضای پلور ممکن است با کاهش نفوذپذیری عروقی، مهار ترشح مایع و کاهش حجم افیوژن همراه باشد که به طور مستقیم در بهبود تنگی نفس بیماران موثر است.
با وجود شواهد رو به رشد در زمینه اثرات ضدتوموری و ایمنی زای واکسن سرخک، مطالعات محدودی به بررسی کاربرد بالینی تزریق داخل فضای پلور واکسن بهینه شده سرخک در بیماران مبتلا به پلورال افیوژن بدخیم پرداخته اند. به ویژه، تأثیر این روش درمانی بر پیامدهای بالینی مهمی همچون شدت تنگی نفس و حجم افیوژن پلورال، که از شاخص های اصلی ارزیابی پاسخ درمانی و کیفیت زندگی بیماران محسوب می شوند، هنوز به طور جامع مورد بررسی قرار نگرفته است.
با توجه به شیوع بالای پلورال افیوژن بدخیم، محدودیت ها و عوارض درمان های موجود، و همچنین پتانسیل بالای واکسن سرخک بهینه شده در تحریک پاسخ ایمنی و مهار فعالیت سلول های بدخیم، بررسی تاثیر تزریق داخل فضای پلور این واکسن بر بهبود تنگی نفس و کاهش حجم افیوژن در بیماران مبتلا به پلورال افیوژن بدخیم از اهمیت بالینی و پژوهشی قابل توجهی برخوردار است. نتایج این پژوهش می تواند گامی موثر در جهت معرفی یک رویکرد درمانی نوین، کم تهاجمی و مبتنی بر ایمنی درمانی باشد و زمینه ساز انجام مطالعات گسترده تر و کاربرد بالینی این روش در آینده گردد.
